فصل دوم فعل
فعل
1- فعل از نظر زمان:
فعل ماضی: فعلی است که بر انجام کاری یا پدید آوردن حالتی در زمان گذشته دلالت دارد. مانند: ضَرَبَ « زد » و جَلَسَ « نشست »
فعل ماضی دارای 14 صیغه « شش صیغه غائب، شش صیغه مخاطب، دو صیغه متکلم » است. در عربی اولین صیغه فعل ماضی ریشه محسوب می شود . مانند : ذَهَبَ و کَتَبَ
صرف فعل ماضی از « جَلَسَ »
مفرد: جَلَسَ « نَشست » یک مرد
مثنی: جَلَسا «نشستند » دو مرد
جمع : جلَسوا « نشستند »چند مرد
غائب
مفرد: جَلَسَت « نَشست » یک زن
مثنی: جَلَسَتا «نشستند » دو زن
جمع: جَلَسنَ « نشستند »چند زن
مفرد: جَلَستَ « نَشستی » تو یک مرد
مثنی: جَلَستُما «نشستید » شما دو مرد
جمع: جَلَستُم « نشستید » شما چند مرد
مخاطب
مفرد: جَلَستِ « نَشستی » تو یک زن
مثنی: جَلَستُما «نشستید » شما دو زن
جمع: جَلَستُنَّ « نشستید » شما چند زن
وحده: جَلَستُ « نشستم »
متکلم
مع الغیر: جَلَسنا « نشستیم »
فعل مضارع
فعل مضارع بر انجام كاري يا وقوع حالتي در حال يا آينده دلالت مي كند.
فعل مضارع از فعل ماضي ساخته مي شود وبا افزودن حروف مضارعه « ي – ت – أ – ن » به اول فعل ماضي به دست مي آيد وبه اين ترتيب:
۱- « ي » براي صيغه هاي مذكر و همچنين براي صيغه جمع مؤنث غائب :
يَضرِبُ « مي زند يك مرد »
يَضرِ بانِ « مي زنند دو مرد »
يَضرِ بونَ « مي زنند مردان »
يَضرِ بنَ « مي زنند زنان »
۲- «ت » براي تمام صيغه هاي مخاطب:
تَضرِ بُ « مي زني تو يك مرد »
تَضرِ بينَ « مي زني تو يك زن »
تَضرِ بانِ « مي زنيد شما دو مرد »
تَضرِ بانِ « مي زنيد شما دو زن »
تَضرِ بونَ « مي زنيد شما مردان »
تَضرِ بنَ « مي زنيد شما زنان »
۳- « أ » براي متكلم وحده:
اَضرِ بُ « مي زنم من »
۴- « ن » براي متكلم مع الغير:
نَضرِ بُ « مي زنيم ما »
صرف فعل مضارع از « يَجلِسُ »
مفرد: يَجلِسُ « مي نشيند » یک مرد
مثنی: يَجلِسا نِ «مي نشينند » دو مرد
جمع: يَجلِسونَ « مي نشينند »چند مرد
غائب
مفرد: تَجلِسُ « مي نشيند » یک زن
مثنی:تَجلِسا نِ « مي نشينند » دو زن
جمع: يَجلِسنَ « مي نشينند »چند زن
مفرد: تَجلِسُ « مي نشيني » تو یک مرد
مثني:تَجلِسا نِ «مي نشينيد » شما دو مرد
جمع: تَجلِسونَ « مي نشينيد » شما چند مرد
مخاطب
مفرد: تَجلِسينَ « مي نشيني » تو یک زن
مثنی: تَجلِسا نِ «مي نشينيد » شما دو زن
جمع: تَجلِسنَ « مي نشينيد » شما چند زن
وحده: اَجلِسُ «مي نشينم من »
متکلم
مع الغیر: نَجلِسُ «مي نشينيم ما »
نكته : همانطور كه ملاحطه مي كنيد صيغه مفرد مؤنث غائب با صيغه مفرد مذكر مخاطب شبيه وهم شكل مي باشدو همين طور صيغه مثني مؤنث غائب با صيغه هاي مثني مذكر و مثني مؤنث مخاطب متشابهند و از نظر ظاهري اختلافي ندارند وروش تشخيص اين صيغه ها فقط از طريق قرائن و نشانه هاي موجود در جمله مي باشد.
به چند مثال توجه كنيد:
الف- هُما تذهبانِ الي المدرسةِ
( تذهبان در اين جمله نمي تواند مخاطب باشد زيرا ضمير همراه آن يعني « هما » بر غائب دلالت دارد و در نتيجه صيغه تذهبان فقط مثني مؤنث غائب است )
ب- انتَ تذهبُ اِ لَي المدرسهِ
( تذهبُ مفرد مذكر مخاطب است زيرا با ضمير« انتَ » مفرد مذكر مخاطب به كار رفته است)
ج- التلميذة تذهبُ الي المدرسه : دانش آموز دختر به مدرسه مي رود.
( تذهبُ در اين جمله بر مفرد مؤنث غائب دلالت مي كند زيرا با كلمه « التلميذه » به كار رفته است)