اِغْتِنامُ الْفرصَة
بادِرِ الْفرصَةَ واحْذَرْ فَوتَها فَبُلوغُ الْعِزِّ فـى نَيْلِ الْفُرَصْ
و اغْتَنِمْ عُمْرَكَ أيَّامَ الصِّبا فَهْوَ إن زادَ معَ الشَّيْبِ نَقَصْ
إنَّما الدّنيا خَيالٌ عارِضٌ قَلَّما يَبْقَي ،و أخبارٌ تُقَصْ
فَابْتَدِرْ سَعْيَك ، و اعْلَمْ أنَّ مَنْ بادَرَ الصَّيْدَ معَ الْفجْرِ قَنَصْ
و اتْرُكِ الْحِرْصَ تَعِشْ فـى راحةٍ قَلَّما نالَ مُناُه مَنْ حَرَصْ
قد يَضُرُّ الشّىءُ تَرْجُو نَفْعَهُ رُبَّ ظَمْآنَ بِصَفْوِ الْماءِ غَصْ
هذه حكمةُ شيخٍ عالِمٍ فَاقْتَنِصْها ، فَهى نِعْمَ الْمُقْتَنَصْ
سامى البارودى
اَلْبارودﻯُّ مصرﻯّ الْمَولِد . قد تَذَوَّقَ مُرَّ الْحياةِ و حُلْوَها . فجَمع تَجارِبَ قيِّمةً فـى حياتهِ . شجَّع الشّاعرُ فـى هذه الْقصيدةِ الشّبابَ إلي الاستفادةِ من الْفُرَصِ لِلْوصولِ إلي الشّرفِ و الْمجدِ.
و يَعتقدُ أنّه لا ينجَحُ فـى هذه الْحياة إلّا الْمُجِدّينَ . و يَرَي أنّ النّاسَ فـى مُجتمعِه يُضَيِّعونَ عمرَهم إلّا أصحابَ الأخلاق الْكريـمةِ و مَن تَعّرفَ علي حقيقةِ الْحياة .
البارودﻯُّ قد أحَسّ أنّ بِلادَهُ لا تُعانـى إلّا الكَسالةَ و الْخُمولَ فيدعو إلي السّعى و الْعمل .
درس ششم
غنيمت شمردن فرصت
1- در هنگام فرصت بشتاب وعجله كن،(فرصت را غنيمت بدان) و برحذر باش از فوت و از دست دادن آن / زيرا رسيدن به عزّت و بزرگواري در دستيابي به فرصتهاست.
2- روزگار كودكي (جواني) عمرت را غنيمت بشمار / زيرا عمر اگر با پيري زياد شود، كاهش مييابد.
3- دنيا تنها مانند خيالي زودگذر است / كه چندان پايدار نيست و همچون اخباري است كه روايت ميشود.
4- تلاش خود را به كار بند و بشتاب، و بدان كه هركس / بامدادان به شكار اقدام كند، صيد و شكار مييابد.
5- حرص و آز را رها كن تا در آسايش زندگي كني / هر كه حرص و طمع ورزد خيلي كم به آرزويش ميرسد.
6- گاهي به چيزي كه به سود و نفع آن اميدواري، ضرر و زيان ميرساند / چه بسا تشنهاي كه آب صاف در گلويش گير كند.
7- اين پند و حكمت مرد دانشمندي است / آن را غنيمت بدان، زيرا بهترين دستاورد است!( آنرا شكار كن زيرا نيكو شكاري است.)
محلّ تولّد بارودي در مصر است.او تلخ و شيرين روزگار را چشيده است و تجربه هاي با ارزشي را در زندگي اش جمع كرده است.
شاعر دراين قصيده جوانان را به استفاده از فرصت ها براي رسيدن به شرافت و بزرگي تشويق كرده است.
و معتقد است فقط كساني كه كوشش مي كنند در زندگي موفق مي شوند.
و معتقد است كه مردم در جامعه او عمرشان را تباه مي كنند مگر افرادي كه اخلاقي خوب دارند و حقيقت زندگي را شناخته اند.
بارودي حس كرده است كه كشورش از [ چيزي] جز تنبلي و سستي رنج نمي برد پس به سعي و تلاش و كار كردن فرا مي خواند.